ابراهيم عاملي ( موثق )

252

تفسير عاملي ( فارسي )

است كه « أَلا بِذِكْرِ اللَّه تَطْمَئِنُّ » . 4 قلب وحدانى منفرد به خود و يگانه روزگار كه دل انبياء و اولياء است و بحقّ و صفات حقّ آرام است چنان كه براى ابراهيم خليل گفته شده است « أوَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَلكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي » ، و اينجا است كه نور اين گونه اطمينان دل منعكس بنفس مىشود و داراى نفس مطمئنه خواهد بود و مستحقّ عنايت جذبه ى حقّ است و خطاب « أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً » جامى گفته است : دلت آئينه ى خداى نما است روى آئينه ى تو تيره چرا است ؟ صيقلى وار صيقلى ميزن باشد آئينه ات شود روشن صيقل آن اگر نه اى آگاه نيست جز « لا إِله إِلَّا اللَّه » « طُوبى لَهُمْ » 27 طبرى : چند معنى كرده‌اند : خوشى ، شادى ، چشم - روشنى ، و نيز گفته‌اند : اين كلمه به زبان هندى بمعنى بهشت و سرزمين آن است . « * ( وَلَوْ أَنَّ قُرْآناً ) * - تا - * ( الْمَوْتى ) * » 30 مجمع : جواب اين شرط در جمله نيست و معنى اين است كه البتّه همه ى اين آثار از همين قرآن خواهد بود ، زجّاج گفته است : معنى اين است كه اگر همه ى اين آثار هم مشاهده شود اين كافران مؤمن نمىشوند كه ابو جهل و عبد اللَّه بن اميّة مخزومى و چند نفر ديگر بودند و چنين تقاضا از پيغمبر داشتند . چنان كه ما هم در جهت نزول و ترجمه نوشتيم ، فى ظلال : اثر قرآن در آن مردمان كه آن را به آن دوران پذيرفتند از بلند كردن كوهها و پاره كردن - زمين و زنده كردن مردگان بيش بود چون قرآن در روحيه ى آنها و ديگران بوسيله ى آنها كارى كرد كه آثار حياتى را دگرگون كرد بلكه شكل زمين را ز آبادى و تمدّن به صورتى دگر درآورد و اين از نفوذ خارق العاده ى قرآن بود در آن كسان كه ذوق و بينائى درك اين گونه سخن داشتند چه بسا ملَّتها بودند كه هيچ گونه تغييرى در روى زمين ز خود نشان ندادند . « أفَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا » 30 طبرى : آنها كه به زبان عرب آشنا هستند در معنى كلمه ى « ييأس » اختلاف كرده‌اند بعضى بصريّين گفته‌اند : علم و بيان